رویای تغییر

بین آنچه هستم و آنچه که می خواهم باشم٬ احساس می کنم فاصله زیادی است

رویای تغییر

بین آنچه هستم و آنچه که می خواهم باشم٬ احساس می کنم فاصله زیادی است

کوسه های دریای علم

اکثر علوم نظری همچون بحر عمیقی هستند که هم در درون شان مروارید بسیار نهفته است و هم کوسه های گوشت خوار. می اندیشیدم که چه بسیارند عالمانی که در شکم کوسه ها هضم شده اند؟! 

خدایا! مرا دریاب که بیش تر از این هضم نشوم.  

 

دیوانه ره گم کرده

نمی دانم بگویم باخته ام که این گونه سر به دیوانگی تاخته ام و دلبری و دلیری را به هم تافته ام؟ مگر نه این است که گلبرگ های خویشتنم را ساخته اند و بذر عشق کاشته اند. دگر چه نالم که ره گم کرده را بشارت ره یابی به کوی لیلی و مجنون دادند؟!

تکرار آ رزوهای کودکی در بزرگسالی: آری یا نه؟

بچه که بودیم آرزویمان این بود که : 

ای کاش! فلان اسباب بازی را بخریم. 

یک دوچرخه برای بازی داشته باشیم.  

... 

حالا بزرگ شده ایم. آیا آرزوهایمان تغییر کرده؟  

اگر ملاک بزرگ شدن، تغییر آرزوها باشد، چه قدر بزرگ شدیم؟

چشمی که خطا می کند صد درصد به یافته هایش اعتماد نکن!

آنچه ابزار شناخت ماست در اکثر مواقع چشمانمان است؛ البته اگر نابینا نباشیم.  

اما ابزار ما سنجش دقیقی را از آنچه هست فراهم نمی کند. چه چیزهایی را دیدم و پنداشتم، تنها دیده من واقعیت دارد؟! دیده دیگری امکان پذیر نیست؟! رنج نابینایی در این دنیا را در نیافتم؟!حتی ندیدم، در حالی که واقعیت داشتند؟! چه خنده ها، گریه ها و حالات بدنی ای که دیدم ولی نگاه نکردم؟! 

برای اطمینان از این جملات به سایت http://www.scientificpsychic.com/graphics/ مراجعه کنید: خطاهای ادراکی بینایی (visual perception errors)

ارزش بهای انسانی خلاصه شده در درهم و دینار(سکه طرح جدید و قدیم)

آیا برای انسان که خدا پس از آفرینش اوی فتبارک الله احسن الخالقین را جاری می کند، بهایی متصور است؟ 

امیر مؤمنان، حضرت علی علیه السلام در سخن کوتاهی درباره ارزش و بهای والای جان انسان، چنین می‌فرمایند:

«... همانا بهایی برای جان شما جز بهشت نیست؛ پس به کمتر از آن نفروشید!» 

گاهی اهانت به آفریده بزرگی چون زن در قالب مد و پیروی از دین، شکل جالبی به خود می گیرد. ... 

ممکن است بگویید:" پشتوانه زن بیچاره ، مهریه است".  

می گویم:" واقعا این زن بیچاره است اگر بر تکیه گاه سستی چون مهریه گزاف اعتماد کند." 

می گویید:" دست از افراط و تفریط بکش. بالاخره مهریه لازمست".  

می گویم: "1-مهریه در دین ما مطرح شده و از ضروریات زندگی در حال شکل گیری است. 2-اگر اعتماد اولیه لازم برای شکل گیری زندگی مشترک نباشد، هر چه هم مهریه بیش تر باشد، شیب مسیر زندگی به سمت سعادت تیزتر و مثبت تر نخواهد بود. شاید هم از همان ابتدا، مبنای نفرتی باشد که شیب زندگی را به سمت شقاوت واژگون کند. "