چه قدر زیبا بود، وجودی که مبتنی بر "فطر الناس علیها" بود. آن قدر زیبا و دلربا بود!
نمی دانید و نمی دانم که با وجودم چه کردم و حال کاریکاتوری از خویش ساخته ام و مسئولیت آن را باید به گردن گیرم؛ کاریکاتوری که حاصل تجزیه سرزمین پاک الهی (فطرت) یا شاید به استثمار شیطان رفتنش است. عجب صحنه ای خلق کرده ام؟!
خدایا تو خالقی و من هم خالق؟! من کاریکاتور می سازم و تو ...
خدایا در این شرایطی که از ماست که بر ماست، حسین ات (ع) را بفرست که با کشتی نجاتش، زورق به گل نشسته کاریکاتور وجودم را به ساحل حقیقت و قرب الهی بنشاند و بعد از آن با دستان هنرمندش از کاریکاتورم وجودی ناب بسازد و دگر بار مسیر بازگشت این واکنش تخریبی را مسدود و تنها واکنش سازنده تبدیل کاریکاتور به وجودی ناب را تسهیل کند؛ واکنشی که تنها کاتالیزورش حسین (ع) باشد و دگر هیچ!
با سلام خدمت استاد گرامی.متناتون واقعا جالب بود .خوشحال میشم به وبلاگ من هم سری بزنید.راستی آدرس ایمیلم رو هم گذاشتم اگه چیز جالبی داشتید واسم بفرستید.ممنون