برخاستم. اندک نگاهی به دورن پر هیاهو انداختم. از او پرسیدم: در جلوه گری های خالقت سرگردانی که این گونه سبوی وجودت را با تجربه های ناب مملو می سازد یا میل به زیبا شناسی و زیبا بینی ات افت کرده و سنگ بر سبوی دانایان زده ای و هجرت از وادی خرد را برگزیده ای؟
زبان گشود و گفت: هیچ مگوی. سکوت پیشه کن و بدان زیبایی نگری محض خیال خام است و زشتی نگری محض هم خیال خامی دگر. یکی تو را خام کرده و خوش خیالت می نماید و دگری آرامش از وجودت بر می گیرد. هر دو را بنگر که میل به صافی و مکمل بودنت را باز سازی کند تا روی مسیر 180 درجه ای ایمان حرکت کرده و در چاله چوله های نادانی این دو دیدگاه باز نمانی!
سلام وبلاگتون فئق العاده است............................
رویای تغییر!
فوقالعاده بود....
ممنونم دوست عزیز
خیلی قشنگه