رویای تغییر

بین آنچه هستم و آنچه که می خواهم باشم٬ احساس می کنم فاصله زیادی است

رویای تغییر

بین آنچه هستم و آنچه که می خواهم باشم٬ احساس می کنم فاصله زیادی است

خدایا عادل تر و مهربان تر از تو ندیدم

یه روز یه پرنده کوچولو تو سرمای زمستون تو دل سیاهی شب

داشت از این درخت به اون درخت می رفت دنباله خارو خاشاکی بود

تا بتونه لانه خودشو بالایه یکی از همین درختا بسازه ...

همین جور داشت تکو تنها دنباله چیزایی بود که بتونه خونشو بسازه

بعد یه مدت لانه خودشو ساخت و با ارامش رفت تا استراحتی کنه و بخوابه

اما بعد یه مدتی طوفانی شد و لانه پرنده افتاد زمین

پرنده خیلی دلش گرفت به خدا گفت: خدایا خونه کوچیک من کجایه دنیایه تو رو تنگ کرده بود که اینجوری تو زمستون منو اواره کردی؟

خدا گفت: ماری کنار لانه تو کمین کرده بود و تو در خواب بودی مجبور شدم طوفانی کنم تا از لانه بیرون بیای و نجات بیدا کنی...

گاهی وقتا قبل اینکه گله یا شکایتی کنیم از بدی تقدیر بهتره فکر کنیم حکمتش چی بود؟

نظرات 2 + ارسال نظر
fbehesht دوشنبه 4 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 05:05 ق.ظ http://nochagh.blogsky.com/

سلام غزیزم ایتو بخون

http://www.jahannews.com/vdcjvaevmuqeohz.fsfu.html

لبخند زندگی شنبه 16 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 05:47 ب.ظ http://www.labkhandezendegi.com

بسیار زیبا بود...
وبلاگ بسیار زیبایی داری دوست عزیز
و همین‌طور اسم زیبایی برای خود انتخاب کرده‌ای... رویای تغییر... زیباست...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد